هر شب ستاره ی دنباله داری به
خانه ات می فرستم
هر روز شبدر چهار برگی در کفش هایت می گذارم
هر لحظه برایت دعا می خوانم
تا زمانیکه ایمان بیاوری
دوستت دارم...

اگه می دونستی چقدر تنهام همیشه برام اشک می ریختی
اگه می دونستی همیشه اشک می ریزم هیچوقت تنهام نمیذاشتی

![]()
چقدر فریباست دنیا در چشمان تو پاکدلم
چقدر صاف و بی ریاست دنیا در نگاه تو پاکدلم
چقدر عاشقانه است و مستانه گذران ایام در کنار تو پاکدلم
چقدر شاد است و دلبرانه حظور،همیشه در کنار تو پاکدلم

عاشقان گفته ها گفتند و ما نشنیده گرفتیم
عاشقان ز سوزش سوختند و ما بر مزاح گرفتیم
عاقبت ما خود نیز اسیرش گشتیم
ز حسرت و دوری اش دل بر افلاک بستیم
مباشد آدمی زنده دل مگر عاشق شود
گر عشق مباشد آدمی بی بنیان شود
در دغدغه های تنهاییم تنها نام تو دارم بر زبانم
تو کیستی، تو چیستی، که در خواب و رویا هم نام تو دارم بر زبانم
یاد تو، نام تو، شنیدن صدای تو مست و مبیرم کند
خیال با تو بودن، لمس احساس تو، مرا امیرم کند
واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه
پروانه که سوخت ... واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک طرفه هم ميتونه باش....

خود فكر نكرد كه شاید گلی كاشته باشم




![[photoshop-me.blogfa.com]](http://www.uma.ir/up/webwanted.png)
