ازتو می نويسم
مثل آسمان
که می نويسد از ابر،
مثل ابر
که می نويسد از باران،
مثل باران
که می نويسد از رود،
مثل رود
که می نويسد از دريا،
من
از تو می نويسم
مثل دريا
که می نويسد از موج،
مثل موج
که می نويسد از ساحل،
مثل ساحل
که می نويسد از انتظار،
مثل انتظار
که می نويسد از دلتنگی،
من
ازتو می نويسم
که می نويسد از ابر،
مثل ابر
که می نويسد از باران،
مثل باران
که می نويسد از رود،
مثل رود
که می نويسد از دريا،
من
از تو می نويسم
مثل دريا
که می نويسد از موج،
مثل موج
که می نويسد از ساحل،
مثل ساحل
که می نويسد از انتظار،
مثل انتظار
که می نويسد از دلتنگی،
من
ازتو می نويسم
قو ي عاشق
ميگن وقتي قو عاشق ميشه
ساعتها ميره لب برکه ميشينه و از دور به معشوقش نگاه ميکنه
رقص دلفريبش را ميبينه و آه ميکشه
اگر روزي بدونه معشوق بهش توجهي نداره و يا غمي روي دل معشوقش بشينه
ميره خودش را در مرداب غرق ميکنه
ساعتها ميره لب برکه ميشينه و از دور به معشوقش نگاه ميکنه
رقص دلفريبش را ميبينه و آه ميکشه
اگر روزي بدونه معشوق بهش توجهي نداره و يا غمي روي دل معشوقش بشينه
ميره خودش را در مرداب غرق ميکنه
عادت
روز به خورشید عادت دارد٫ شب به ماه و ستاره ها...
شاخه ها به بهار٫ ميوه ها به تابستان...
كشتيها به دريا٫ ماهيها به رود...
پنجره ها به گشوده شدن٫ به كمى هواى تازه...
بادبان افراشته به بادها عادت دارد
ارس به سيلهاى خروشان ...
آئينه به زيبايى...
شانه به گيسو...
انسان غريب به وطن عادت دارد...
كوهها به مِه...
روزها ی جدایی به من....
من به تو....
شاخه ها به بهار٫ ميوه ها به تابستان...
كشتيها به دريا٫ ماهيها به رود...
پنجره ها به گشوده شدن٫ به كمى هواى تازه...
بادبان افراشته به بادها عادت دارد
ارس به سيلهاى خروشان ...
آئينه به زيبايى...
شانه به گيسو...
انسان غريب به وطن عادت دارد...
كوهها به مِه...
روزها ی جدایی به من....
من به تو....



![[photoshop-me.blogfa.com]](http://www.uma.ir/up/webwanted.png)
